تا زمانی که خبری از گذشت او منتشر نشد ، من صادقانه نمی توانم بگویم که می دانستم گرگ دریا تاکایا کیست. من همچنین نمی توانم بگویم که می دانستم "گرگ های دریایی" یک چیز هستند ، اما اکنون که می دانم خوشحالم. من هم اکنون در مورد گذر تاکایا کاملاً ویران شده ام ، با خواندن این نوشته زرق و برق دار درباره زندگی و دلهره آور او درگذشت درگذشت نگهبان . [19659005] بیشتر داستان تاکایا یکی از انعطاف پذیری ، بقا و سازگاری است ، اما همچنین یکی از زیبایی های آن است که عالی است زیرا اینها همه چیزهایی هستند که من باید بشنوم بیشتر در حال حاضر . به معنای واقعی کلمه ، هر [توصیف این [گرگ] [1945] این گرگ مرا احساسی کرده است.
وی دید که تاکایا به طور خلاصه از اقیانوس بیرون می آید و به درختان می لغزد. زوزه های سوراخ شده پس از آن تجربه ای دلگیر و قدرتمند بود. او می گوید: "این احساسات مرتبط با آن بسیار ملودیک بود." "همه تقریباً به اشک ریخته شده بودند." افرادی که با گرگ در تماس بودند نیز آنچه را که منظورش از آنها بود به اشتراک گذاشتند و از آنها الهام گرفتند ، و ناگهان من دوباره اشک می ریزم.
"من دیگر نمی خواستم بجنگم. و سپس من این گرگ تنها را دیدم و فکر کردم ، "اگر او سالم است – اگر خودش خوب عمل می کند ، پس من هم می توانم" ، او می گوید. "از آن روز به بعد ، من فقط نگرش خود را نسبت به چیزها تغییر دادم. من متاسفم از اینکه خودم را متاسفم من احساس می کنم نیرومندتر از همیشه برای به دست آوردن امور درست در زندگی ام. و من هرگز به عقب نگاه نکردم. شادترین پایان را ندارد. پس از گذشت نزدیک به یک دهه در نزدیکی انسانها ، او از جزایر جایی که خانه خود را ساخته بود ، توسط مأمورین حفاظت از کانادایی به بیابان منتقل شد. سی مایل از محل آزادی وی ، توسط شکارچی تیرباران شد.
امشب ، من می خواهم یک نفر را برای تاکایا بریزم و این مستند کوتاه کوچک را درباره زندگی او تماشا کنم (زیرا من نمی توانم کامل آن را که در پروکسی پخش می شود پیدا کنم). همه بقیه شما گرگهای تنها تنها آخر هفته شما را صرف می کنند؟
.
